سخنرانی عضو انجمن علمی پژوهش های هنری ایران در یازدهمین نشست حلقه فیلم پژوهی انجمن زروان
1396-10-15
سخنرانی عضو انجمن علمی پژوهش های هنری ایران در یازدهمین نشست حلقه فیلم پژوهی انجمن زروان

دکتر مینو خانی در این نشست مقاله ای تحت عنوان «استنلی کوبریک، استاد نابغه فضا و زمان» ارایه کرد و طی آن چنین اظهار داشت: « وقتی به ریشه‌های شکل‌گیری کوبریک دقت می‌کنیم متوجه می‌شویم که دغدغه‌ی فضا و زمان از ابتدا او را تحت تاثیر قرار داده است. کوبریک کارش را با عکاسی شروع کرد. با این کار، ارتباط با فضا شروع می‌شود. آن زمان وی نوازنده‌ جاز بود، به عبارتی، به واسطه‌ طبل با مسئله‌ ریتم و زمان آشنا شده بود. بنابراین، کار کوبریک راجع به فضا و زمان ثمره‌ یک تفکر ریشه‌ای است. او به یک­باره به یک کارگردان تبدیل شد. کوبریک خودش فیلمبردار و تدوینگر بود و می‌توانست با همان دغدغه‌هایش کار کند. او با حرکت از شناخت تکنیکی، استادانه، متافیزیکی از فضا و زمان ساخت. به هر حال، از این به بعد او را در راه رسیدن به وضعیت دشوار واقعی می‌بینیم».

این مدرس دانشگاه در ادامه به بعد دیگر شخصیت کوبریک، یعنی علاقه او به بازی شطرنج اشاره کرد: «کوبریک شطرنج­باز بزرگی بود و پیشینه‌ ذهنی و شکل‌گیری روحی یک شطرنج­باز، به خوبی سینمای کوبریک را توضیح می‌دهد، چنانچه فلسفه و شاید روش او را در تأمل کردن و به وجود آوردن ایده‌ای برای ساخت یک فیلم نشان می‌دهد. یک شطرنج‌باز قبل از حرکت مهره‌ پیاده بر تمام نتایج احتمالی حرکت خود فکر می‌کند. اینکه کوبریک سه سال مخاطبش را در انتظار یک اثر جدید می­گذاشت به این دلیل بود که مجبور بود به روش یک «شطرنج‌باز» تأمل کند. وقتی به بازی شطرنج فکر می‌کند روشن است که به فضا و زمان هم فکر می‌کند. در حقیقت شطرنج، فضا و یک شکل فضایی است و در عین حال، پیش‌بینی پیشرفت بازی ممکن می‌شود».

خانی در ادامه مقاله خود به لابیرنت، عنصر مورد علاقه کوبریک که از اولین فیلمهای خود ساختاری لابیرنت گونه را ایجاد کرده تا درخشش که مشخصا لابیرنت را به کار می گیرد اشاره کرد: کوبریک لابیرنت را برای اولین بار در درخشش نشان داد. اما وقتی آثار قبلی کوبریک را بررسی می‌کنیم، متوجه می‌شویم که ساختاری لابیرنت­گونه به‌خصوص در راه‌های افتخار و لولیتا وجود دارد. به همین دلیل همیشه این موضوع تا لحظه‌ای که تصمیم به ساخت لابیرنتی در درخشش که در رمان وجود نداشت، می‌گیرد، در او وجود داشته است. لابیرنت به نوبه‌ی خود روشی برای بیان زمان و فضاست؛ شکل ایده‌آل فضای کوبریکی و به طور کلی فضا و زمان. در لابیرنت لازم است مسیری برای رسیدن به آن و بعد، فرار کردن از آن وجود داشته باشد. به عبارتی، انجام حرکتی «به طرف» و حرکتی «خارج از آن». دو طبیعت لابیرنت، سفر به داخل و کاوش و همزمان تصمیم به خروج، در مرکز فضای اسرارآمیز کوبریک با وجود فضای بسته، خفه و فشار برای وسعت بخشیدن به آن دیده می‌شود.