سخنرانی عضو انجمن علمی پژوهش های هنری ایران در نشست تخصصی «واقعیت مبهم»
1396-08-25
سخنرانی عضو انجمن علمی پژوهش های هنری ایران در نشست تخصصی «واقعیت مبهم»

دکتر مینو خانی،  در نشست تخصصی «واقعیت مبهم» اظهار داشت: «برگزاری نشستهای تخصصی که در ادامه حضور کیوریتورینگ در نمایشگاهها و جشنواره های هنری و در حاشیه برگزاری نمایشگاه­ها به وجود آمد، اتفاقی است که طی دهه 90 میلادی با هدف ایجاد فضایی برای گفتمان و فرصتی برای ارتباط بیشتر هنرمندان و مخاطبان و منتقدان در دنیای غرب آغاز شد. این نشستها کمک قابل توجهی به تولید علم و اندیشه می­کند، عرصه ای که دنیای هنر خصوصا در ایران به شدت به آن نیازمند است».

این مدرس دانشگاه که نشست تخصصی «واقعیت مبهم» که در حاشیه برگزاری نمایشگاهی به همین نام در گالری فرمانفرما برگزار شده بود شرکت داشت، با اشاره به سبک سوررئال که سبک آثار به نمایش درآمده بود، به شکل گیری این سبک پرداخت: ««ابتدای سده 20 اتفاقاتی در غرب رخ داد که به ظهور سبکهای هنری متعدد و متفاوتی انجامید که هدف بیشتر آنها مخالفت با جنگ جهانی اول بود که دنیا را به سوی مرگ و نابودی پیش می برد. اولین و مهمترین این سبکها، دادائیسم است که وقتی به فرانسه رسید بیشتر در زمینه ادبی و انتشار اعلامیه بود. رهبری این گروه را آندره برتون برعهده داشت. فرد اخیر که هم خودش روانشناس بود و هم ارتباطی با زیگموند فروید روانشناس داشت، به مساله نقش ضمیر ناخودآگاه در شکل گیری اثر هنری پرداخت و باعث شکل گیری سبک فراواقعیت یا سوررئال شد».

این پژوهشگر در ادامه گفت: «مانیفست سوررئال هایی که برتون نوشت حاکی از آن است که هر آنچه رئال و واقعی است ارزش و اهمیتی ندارد. بلکه آن چیزی مهم است که در ضمیر ناخودآگاه در زمان خواب و رویا در ذهن نقش بسته و بعد در دنیای واقعی کنش و واکنش های ما را رقم می زند. برتون معتقد بود باید اجازه دهیم این بخش ناخودآگاه فرصت ظهور و بروز داشته باشد. پس سوررئالها شکل گرفتند. اما آنچه ذکر آن مهم است این است که در سده بیستم گروههایی که تحت یک عنوان و یک سبک به دور هم چمع می شوند که به واسطه یک ایده و اندیشه شکل می گیرند نه الزاما بر اساس فرمهای به ظهور رسیده در آثارشان. ولی چون در ایده اولیه اشتراک دارند تحت عنوان یک سبک قرار می گیرند و این تفاوتهای فردی امکان بررسی های جداگانه هر کدام از هنرمندان آن سبک را فراهم می کند».

خانی در ادامه با اشاره تاثیر تجربه زیستی هنرمند در شکل گیری اثر هنری گفت: «تجربه زیستی هنرمند همه آن چیزی است که هنرمند در زندگی شخصی با آن مواجه شده، آن چیزی است که در جامعه با آن مواجه شده، حتی اگر شخصا تجربه نکرده باشد، اما به گونه ای در جریان آن قرار گرفته است. ناخودآگاه همان چیزی است که یا در زندگی خود دیده ایم یا در زندگی دیگران و محیط پیرامون. این تجربیات به ذهن سپرده می شود و در جایی که امکان ظهور پیدا می کند، خود را نشان می دهد و تبدیل به تجربه زیستی ما می شود. از نظر من هیچ اثر هنری چیزی غیر از بازتاب تجربه زیستی هنرمندش نیست. اما الزاما این بازتاب المانهای مشترک یا المانهایی که هر مخاطبی بتواند سریع ان را درک کند، ندارد. هنرمند آنچه در ضمیر ناخودآگاهش وجود دارد را با سلیقه شخصی اش پردازش می کند و المانی را بروز می دهد که ممکن نمادی متناسب با فرهنگ باشد و بتوانیم ارتباط برقرار کنیم و شاید المانی باشد که رمز و رازی بیش از این داشته باشد. پس اگر می خواهیم بستر هنر راکد نباشد، باید اجازه دهیم هنرمند زبان و بیان تصویری اش را پیدا کنیم».

لازم به ذکر است در این نشست که 25 آبان سال 1396 برگزار شد، دکتر سارا شریعتی، متخصص جامعه شناسی و از اساتید دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران و نزار موسوی نیا، نقاش نیز حضور داشتند.